تبليغاتX
مینا در غربت

مینا در غربت

تا حالا شده بشینی زیر دوش آب داغ و زیرش هق هق گریه کنی؟؟؟ نمیدونی میخوای چیکار کنی عصبانی هستی.پاهات رو تو بغلت میگری و زیر شرشر آب گریه میکنی.یکدفعه چیزی نظرت رو جلب مبکنه؛ آره درست فکر کردی؛همون تیغ هستش که داره به اشکات میخنده و تورو به سوی خودش میکشونه.برش میداری بعد یک نگاه به دستت میکنی که ببینی کدوم رگت از شدت عصبانیت زده بیرون؛ دست چپ رو انتخاب میکنی، چون میخوای قلبت زود از کار بیفته؛ تیغ رو میزاری روش و بعد به دیشب که چه کنفرانس باحالی با اون و دوستاش داشتی فکر میکنی؛ بعد به این چند ماه؛ از دی ماه تا امروز که بهترین روزهات رو باهاش  داشتی؛ به آرزوهات فکر میکنی به چیزهای که دلت میخواست بهشون برسی؛ به اون لحظه ای که دوست داشتی ببینیش؛ به اون قل و قراراتون فکر میکنی؛ به 3سال دیگه که قرار بود چه اتفاقی بیفته، به اون لحظه ای که میخواستی بری استقبالش تو فرودگاه؛به اون لحظه ای که دوست داشتی تو بغلش بگیری، به همه چیز فکر میکنی،یکدفعه دستت میسوزه و نگاهش میکنی؛ داره برای آرزوهات خون گریه میکنه؛ اما کاش قشنگ روی رگ رو زده بودم تا خلاص میشودم؛اما انگار تو خودکشی هم شانس ندارم.

بازعین دیونه ها گریه میکنی، دوست داشتی که همه چیز تموم میشد، اما باز زنده هستی. واسعه گول زدن خودت میگی؛ شاید برگرده؛ شاید بیاد بگه که هنوز دوست داره؛ اما اینها همه امیدهایی هستش که شاید به واقعیت نرسه؛ چون کمی امید داشتی نتونستی درست رگت رو بزنی؛ حیف.

 

وقتی گفت دروغ میگفت که دوستم داره؛ هیچ وقت مهرم به دلش نشسته و اگر نشسته زود افتاده بیرون؛ (میدونستم شاید از ته قلبش نمیگه) اون یک تیکه کوچولو از قلبم که سالم مونده بود هم شکست؛ اما کاش میشکست؛ ریز ریز شده مثل بقیه تکهای قلبم که همشون مثل تکه های پازل بهم ریخته از هم جدا شده بودن.آتیش گرفتم وقتی گفت که وقتی دیده من تنهام بهم گفته که دوستم داره. راست گفت عشق که یک طرفه نمیشه. حیف دوست داشتن من؛ من عاشقش بودم و میپرستیدمنش اما اون..........

هنوز دوستش دارم،هنوز میخوام فقط مال من باشه، هنوز امید دارم؛ دعا کنید برگرده، نمیخوام باز تنها بشم؛ تحمل ندارم دیگه.

علی جون مینا؛ جون هر کسی که دوست داری؛ همه چیز رو خراب نکن، دست من یکدفعه فقط اشتباه میکنه؛ دفعه بعد مطمن باش درست رو رگ رو میزنه.

 

این فعلا آخرین آپ من هستش؛ اگه همه چیز درست نشد دیگه اینجا چیزی نمینویسم، چون میخوام تو این سال بمونم، چون بهترین خاطرهام تو این سال 85 بود و اگر درست شد با کله به استقبال سال 86 میرم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 0:11 توسط مینا |


داره عید میاد اما برای من مثل همیشه است.فکر میکردم که شاید امسال کمی با بفیه سالها فرق داشته باشه اما انگار نه دلش نمیخواد من کمی خوش باشم.دیگه خسته شدم.آخه خدا چرا من!!! مگه من چیکار کردم!!! چرا هرچی فکر بد و روزهای مثل هم فقط نسیب من میشه!!! چرا کسی رو که نمیشناسم باید انقدر بیاد سراغم و اذیتم کنه؟؟؟ چی رو میخواهی بهم ثابت کنی؟؟؟ چرا تمام فکرم شده اون دختر؟! چرا اون میاد سراغم؟! چرا اون باید انقد به من نزدیک باشه،که بودنش رو حس کنم؟! چرا باید به این فکر کنم که نکنه سرو کلش پیدا بشه!!! آخه من چطوری بگم من از نگار بدم میاد.من اونو اصلا نمیشناسم،اما ازش بدم میاد؛از این که میاد تو فکرم و خاطراتش رو میگه متنفرم؛از اینکه میگه خاطرهای اون با علی خوب بوده و.... بدم میاد.علی فقط ماله منه نمیزارم کسی ازم بگیرتش.پس انقدر این دختره رو نفرستش سراغم.من از نگار،از خاطرهاش،از همه چیزش بدم میاد.من میخوام زندگی خودمو بکنم،من که باهاش کاری ندارم،چرا اون میاد سراغم؟!

خدا خستم از این روزهای تکراری،از این فکرهای جور وا جور.از این که فکر میکنم واسه هیچ کس اهمیت ندارم؛از اینه فکر میکنم کسی که دوستش دارم،کمی دودله یا براش عادی شدم یا خسته کننده بدم میاد.آخه منو چقدر میخوای امتحان کنی؟! میدونی که چقدر صبرم زیاده؛میدونی که زود کوتاه نمیام؛پس آخه چرا؟؟؟

تا کمی میام شاد باشم شادیهامو ازم میگیری.یکیش همین شادی خودمون؛چرا باید نزدیک عید مادربزرگش بره تو کما؟! آخه چرا اون هم مثل من باید انقدر اذیت بشه؟!

دیگه نمیدونم چی بگم؟! اصلا نمیدونم که دیگه چی میخوام!!!

فقط کاری کن از این حال و هوا در بیام.آخه شادی و خوشی هم حق منم هست.من همش 19 سالمه،چیزه زیادی میخوام؟!

امیدوارم که حداقل ایندفعه صدام به گوشت رسیده باشه.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 0:14 توسط مینا |


Im waiting for you

 

********************************************************

I’ve heard your voice; I’ve felt your touch

But only in dreams have I felt this much

I’ve not seen your face; I don’t know your name

But here in my heart, your have a place

I’m not for sure, but I believe

You’re out there waiting for me

********************************************************

I’m waiting for you, biding my time

Keeping my heart from crossing over the line

Counting the days until my dream comes true

I’m waiting for you, taking it slow

Until the moment that I can let go

One day I know, I’ll say I do

I’m waiting for you

********************************************************

I can go one a date and have a good time

But you’re always there in the back of my mind

I’ll know its you when you take my hand

And right by your side, is where I will stand

I know how good its goanna be

The moment that you find me

********************************************************

I’m waiting for you, biding my time

Keeping my heart from crossing over the line

Counting the days until my dream comes true

********************************************************

Until the moment that I can let go

One day I know, I’ll say I do

I’m waiting for you

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385 18:50 توسط مینا |


خدا جونم صدامو میشنوی منم همون دختری که شبها صدات میکنم و صدام تو صداهای بقیه گم میشه و به گوشت نمیرسه.همون دختری که الان حسابی عاشق شده و ازت کمک میخواد که برای داشتن عشقش بهش کمک کنی و تنهاش نذاری.من همون دختری هستم که شبها برای تنهایم گریه میکنم وتنها کسی که اشکام رو میبینه و دلش برام میسوزه متکام وهمه عروسکام هستن که همه تنهایهام رو دیدن ولی طفلکی ها کاری نمیتونن بکنن.آره منم همون دختری که تو بدترین سن ازخانواده اش جداش کردی و فاصله اشون رو دور کردی اونم چه دوری ایران/آلمان.اصلا فکرنمیکردم انقدر ازشون دور بیفتم.همونی هستم که تو همون سن عاشقش کردی وچطوری پسرهمسایه دلم رو مال خودش کرد و بعد چطوری بد از 2سال دلم رو شکست و داغونم کرد و رفت.آخه خدا جون مگه من بدبخت چقدر تحمل دارم.دلم خیلی پره دارم میترکم.آخه چطور دلت اومد با بندت این کارو بکنی.یعنی من انقدر بنده بدت بودم.ایندفعه میخوام همه حرفهام رو بزنم وخواهش میکنم ایندفعه گوش کن به بنده کوچکت.

تو همون موقعی که من دلم شکسته بود کسی بود که اون هم عاشق یارش بود و دوستش میداشت.چرا بعد از 5سال دل اون رو هم شکستی و تنهاش گذاشتی.چرا اون شیطون بدجنس هم یار منو گول زد هم یار اون پسر عاشق رو؟؟؟ چرا گذاشتی شیطون با ما همچین کاری رو بکنه و دل مارو بشکنه اگه قرار بود که ما آخرش تنها بشیم چرا گرفتارمون کردی؟؟؟ چرا اون دختر اونطوری باید دل اون پسررو میشکوند و اون پسر اونطوری منو تنها می گذاشت؟؟؟ چرا چرا چرا؟؟؟ مگه ما چیکار کرده بودیم گناه ما این بود فقط عاشق شوده بودیم و دل بسته عشقمون.اما مستحق این مجازات نبودین که اینطوری تنها بشیم.میدونم الان چی میخواهی بهم بگی.بگی که قسمت بود بگی که مگه بده همون پسر دل شکسته الان شده همسفرت شده تمام وجودت شده تمام زندگیت شده تنها امیدت شده تنها بهونه زنده بودنت.همه اینها خوبه.اما همه اون خاطرههای بد رو یادآوری کردم که دوباره نخواهی اون خاطرها واسه ما تکرار بشه.چون ما هردو تصمیم خودمون رو گرفتیم و میخواهیم که همیشه با هم باشیم و هیچ چیز نمیتونه ما رو جدا کنه چون از گذشته هم خبر داریم و نمیزاریم که باز بخواد تکرار بشه.خواهش میکنم خدا جون ایندفعه هوای ما دوتا رو بیشتر داشته باش.نزار که باز تنها بشیم و غصه بخوریم.خواهش میکنم ایندفعه هوای این بنده کوچکت رو داشته باش.حالا که دوباره زندگی هردومون رنگ تازه ای به خودش گرفته و داره خوشی رو دوباره تجربه میکنه واز احساس باهم بودن داریم لذت میبریم.کمکون کن که این همه احساس قشنگ خراب نشه کمکمون کن همیشه به هم وفادار باشیم و برای همدیگه بمونیم و از بودن هم لذت ببریم.

من دیگه درد دلام تموم شده.دیگه سبک و راحت شدم و فکر کنم که همه حرفهامو زدم.امیدوارم که این دفعه صدام بین بقیه صداها گم نشده باشه و به گوشت رسیده باشه.منم به خدا وجود دارم هستم فقط کافی دلت بخواد تا این بنده کوچکت رو ببینی و به درد دلاش گوش کنی.امیوارم که صدام رسیده باشه

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385 18:21 توسط مینا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود؛ دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست؛ من در پی خویشم، به تو برمیخورم اما؛ در تو شده‌ام گم، به من دسترسی نیست.

مینا یه دختر 19 ساله اس که 6 ساله توی آلمان زندگی میکنه!! زندگیش هم مث همه زندگیا با خوب و بد در گذره!! دلتنگ ایران خانواده و همه چیز !! اروزی بهترین روزا رو هم داره و میدونه که میرسه به همه روزای خوبش!! سوالیم بود در خدمتیم!!


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1386

آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385



پیوندها

مامان آیدا
پاورقی
دوستداشتنیها
اناربانو
ارتش سرخ
داداش محسن
آسمان برای توست
شهاب
تنهای تنها مینا
داداشی
مهرداد
عاشقان گيتار
دریای آبی آرام
غیر گریه مگه میشه کاری کرد؟؟؟
راز سکوت
عشق گمگشته
عشق مرده
درد و دل جوان های ایران !؟
صفحه ی کهنه ی یادداشتهای من
عشق اساطیری
عاشقانه ها
در مسیر ناشناخته ها
پرسپولیس قهرمان
FREE MOBILE
غمنامه
F.A.R.Y.A.D.E . . . . . . . B.I.S.E.D.A
عاشق تنها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS