|
سلام دختر سرما بعد از چند روز برگشت شرمند که دیگه دیر به دیر آپ میکنم بخدا مشغول درس و کلاسام هستم،یکمی هم حالم خوب نبود،نمیدونم چم شده بود بدجوری دلم گرفته بود شانس من هم بارون میباره اینجا شدید و دل آدم بیشتر میگیره،هنوز خسته ام بعضی چیزها آزارم میده و نمیتونم حرف بزنم،انگار صدام دیگه در نمیاد، نمیدونم چه مرگم شده باز. بگذریم... چیکار میکنید با برفهای ایران؟! اینجا که هنوز برف نیومده یعنی هنوز هانوفر برف نیومده،اما اگه بیاد دیگه از سرما نمیشه اومد بیرون. اینم از حال و روز ما توی غربت مراقب خودتون باشید حالم خوب خوب شد یک آپ درست حسابی میکنم قربان همگی دختر دی ماه
نمیشود برای خاطر خودمان داستانی بگویم که اینگونه باشد : ......گفتم ......گفتی چون . من که هیچ نمیگفتم زبان تو هم که نگاهت بود که آن هم اغلب به نگاههای یاغی من گره میخورد . . پس نه تو گفتی نه من گفتم ولی همه فهمیدند .. من هنوز خودمم . دیگه سکوت داره همه چیز رو تسخیر میکنه + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 0:36 توسط مینا |
|